![]() |
![]() |
|
| پيش از انكه باخبر شوي، لحظه غزيمت تو ناگزير ميشود. اي دريغ و حسرت هميشگي، ناگهان چقدر زود دير ميشود |
|
هفت سين ...
سنجد(sorb): نمادی است از زايش و تولد و بالندگي و برکت سمنو (Samanoo): نماد خوبي براي زايش گياهي و بارور شدن گياهان سبزه (Verdure) : موجب فراواني و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملي و مذهبي ايرانيان است. سيب سرخ (Red Apple ) : نمادي است از باروري و زايش سماق (Sumac) : براي گندزدايي و پاکيزگي سير (Garlic) : براي گندزدايي و پاکيزگي سرکه (Vinegar) : براي گندزدايي و پاکيزگي قرآن(Quran) : کتاب مقدس هر آيين تخم مرغ (Eggs) : از نوع سفيد يا رنگي نمادي است از نطفه و نژاد ماهي سرخ (Gold Fish) : ماهي يکي از نمادهاي آناهيتا فرشته آب و باروري است و وجود آن باعث برکت و باروري مي گردد. سکه (Silver & Gold Coin) : موجب برکت و سرشاري کيسه است نقل (Comfit ): نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت شيريني (Sweets ) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت آجيل (Nuts) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت اسپند ( Wild Rue): در زمانهاي قديم مقدس بوده و در رسم هاي نيايشي بکار برده مي شده. انار (Pomegranate) : پردانگي انار نشان از برکت و باروري است. ![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:13 توسط لیلی |
|
![]() هر کسی دوتاست . و خدا یکی بود . و یکی چگونه می توانست باشد ؟ هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست . و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت . عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند . خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد . و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد . و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد . و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند . و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور . اما کسی نداشت ... و خدا آفریدگار بود . و چگونه می توانست نیافریند . زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ... و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود . و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود . و عدم گوش نداشت . حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم . و حرفهایی است برای نگفتن ... حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند . و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت . درونش از آنها سرشار بود . و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟ و خدا بود و عدم . جز خدا هیچ نبود . در نبودن ، نتوانستن بود . با نبودن نتوان بودن . و خدا تنها بود . هر کسی گمشده ای دارد . و خدا گمشده ای داشت ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:33 توسط لیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است , غمی نیست .
همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است...... پايان سفر است. اما من باز ميگردم به آغوش پر رمز و راز تو. به نشانه هايت راه مي يابم. با اشاره هايت اوج ميگيرم. من باز ميگردم. زمين برايم تنگ است....آسمان تو فراخ.... |
| نویسندگان |
|
لیلی ashena |
|
RSS
|